آبستن تاریخیم،آبستن حوادثیم،ما همه آبستنیم

آبستن


آبستن


خبرهای تاریخ : تنگه بلاغی،دشت پاسارگاد،آرامگاه کوروش بزرگ

ثروت ملی وحفظ آن از حقوق بشری ماست

 

 

  اطلاعیه کمیته بین المللی نجات پاسارگاد درباره نتایج همایش سی ام دی

روز 30 دی، با سکوت باستانشناسانی که برای شرکت در همایش تنگه بلاغی دعوت شده بودند، به پایان رسید و بازی تازه ای  که سازمان میراث فرهنگی شروع کرده بود تا باستانشناسانی را که زیر نظر آن کار می کنند وادار نماید تا زیر سند آبگیری سد سیوند را امضا کنند، به شکست انجامید.

اگرچه انتظار می رفت که در جریان این همایش و ارایه ی گزارش های تفصیلی در مورد آنچه در همین دو ساله در تنگه بلاغی کشف شده، کارشناسان و باستانشناسان در مورد نگرانی های خود نیز اظهار نظر کنند و چنین نشد اما، همین سکوت و امضا نگذاشتن بر پای حکم نابودی تنگه بلاغی و پایتخت کورش بزرگ خود پیروزی مهمی برای دوستداران فرهنگ ایران محسوب می شود.

در عین حال، مطابق اسنادی که در سایت کمیته نجات برای دیدار همگان وجود دارد، برخی از باستانشناسان حاضر در همایش 30 دی، در یک سال و نیم گذشته آشکارا گفته اند که آبگیری سد سیوند، علاوه بر ویرانی تنگه بلاغی، آرامگاه کوروش را هم نابود می کند. پس، کافی است در کنار سکوت آنان به این گفته ها نیز رجوع کنیم تا صدای اعتراض غیر مسقیم آن ها را نیز بشنویم.

بدینسان، از آنجا که وزارت نیرو خود را از تصمیم گیری در این مورد معاف کرده و انجام آن را بر عهده سازمان میراث فرهنگی گذاشته است، اکنون تنها سازمانی که بر ویرانی تنگه بلاغی، دشت پاسارگاد و در خطرانداختن آرامگاه کوروش بزرگ اراده کرده  سازمان میراث فرهنگی است، سازمانی که مسئولان آن، با فراموش کردن بخش اصلی وظایف خود که حفظ میراث فرهنگی کشور است، یا در فکر ساختن هتل ها و آسمانخراش ها هستند و یا در تلاش به آب انداختن و ویران کردن آثار ملی و فرهنگی ایرانزمین. هم اکنون فهرست بلندی از خلاف کاری ها، تاریخ زدایی ها و ویران کردن ها و بی اعتنایی های این سازمان در اکثر سایت ها و نشریات داخل و خارج از ایران وجود دارد.

ما، معتقدان به فرهنگ و هویت ملی ایرانزمین به این وسیله اعلام می کنیم که از این پس مسئولیت هر خطری که متوجه این مناطق شود به طور مستقیم نخست به سازمان میراث فرهنگی، و سپس به کل حاکمیت کنونی ایران بر می گردد. بر این اساس این کمیته از تمامی سازمان ها و حقوقدانان بین المللی تقاضا خواهد کرد تا از هم اکنون نسبت به تکمیل و آماده سازی پرونده ی این جرم بزرگ، که منجر به ویرانی بخش مهمی از گنجینه های ملی و بشری یک ملت می شود، و ارایه شکایت به دادگاه های بین المللی اقدام نمایند.

کمیته وظیفه خود می داند که از همه کوشندگان این راه، رسانه های مسئول، شخصیت های دلسور و به خصوص جوانان ایران دوستی که با همت خود موجب شدند تا همایش 30 دی تبدیل به جایگاهی برای گرفتن مجوز رسمی نابودی تنگه بلاغی نشود تشکر نموده و به آنان اطمینان می دهد که به سهم خود، و تا آنجا که در توان کمیته بین المللی نجات پاسارگاد است، از کوشش برای جلوگیری از انجام این فاجعه ی بزرگ فرهنگی کوتاهی نخواهد کرد.

با مهر و احترام

بیست و یکم ژانویه 2007 – اول بهمن 1385

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

 

 





خبرهای تاریخ : پاسارگاد،سیوند،حمایت

برای آخرین بار

خبرها حاکی از آن است که سازندگان میراث فرهنگی با برپایی همایشی کوچک در سی ام دی ماه تکلیف آبگیری سد سیوند را روشن خواهد کرد. شنیده ها این واقعیت تلخ را می نمایانند که مسولان تصمیم گیر سازمان پیشاپیش نظرشان نسبت به آبگیری مساعد است. پس تنها حضور پر تعداد و پرسش گر ماست که می تواند آنان را از نظرشان برگرداند. ما به محض آگاهی از مکان و زمان دقیق همایش شما را آگاه می کنیم.

توجه: همایش یاد شده روز شنبه سی ام دی ماه ساعت 9 صبح در درب جنوبی تالار مطهری دانشگاه تربیت مدرس  برگزار می شود.
نشانی دانشگاه: تهران- تقاطع بزرگراه شهید دکتر چمران و جلال آل احمد

به نقل از سایت سیوند که با پشتکار زیادی پی گیر این ماجرا هستند.

www.sivand.com





خبرهای تاریخ : حمایت از پاسارگاد ( آخرین همایش )

نامه سرگشاده کمیته بین المللی نجات پاسارگاد به باستانشناسان شرکت کننده در

همایش  بررسی نتایج عملیات نجات بخشی محوطه تاریخی  تنگه بلاغی

 

 

باستانشناسان، پژوهشگران، و کاوشگران شرکت کننده در همایش تنگه بلاغی،

در طی نزدیک به دو سالی که از فعالیت کمیته بین المللی نجات پاسارگارد می گذرد ما بارها و بارها خبرها و گزارش هایی از کاوش ها و کشفیات هیجان انگیز شما را خوانده و  در سایت کمیته منعکس کرده و برای هزاران هزار تن از شیفتگان آثار باستانی و فرهنگ ایرانزمین فرستاده ایم. و چنین است که نام تک تک شما برای ما ده ها هزار انسان فرهنگ دوست در سراسر جهان نام هایی آشنا و محترم است. ما همگی، با وسواس و نگرانی و امید، تلاش های تک تک شما را دنبال کرده ایم، و می دانیم که شما در حد توان تان برای حفظ آثار باستانی تنگه بلاغی کوشیده اید.

 اما اکنون به نظر می رسد که قرار است با برگزاری این همایش پایان کار شما در این راه دو ساله نیز اعلام شود و به احتمال قریب به یقین برنامه آن است که سازمان میراث فرهنگی با دریافت موافقت نامه ای به امضای شما شرکت کنندگان در عملیات موسوم به «نجات بخشی»، فرمان به آب بستن و غرق کردن تنگه بلاغی را صادر کند.

بنظر نمی رسد لازم باشد تا درباره تنگه بلاغی با شما چیزی گفته شود؛ چرا که شما بیش از هر کسی آگاه هستید که در تنگه بلاغی چه آثار و گنجینه هایی وجود دارند، و بیش از هر کسی می دانید که چه چیزهای دیگری در زیر سد سیوند وجود دارد و چه آثار گرانقدری که با آبگیری سد سیوند غرق شده و نابود خواهند شد؛ ماهیت این آثار کشف نشده اما وجود آنها قطعی است ـ همانگونه که تا دو سال پیش هیچکدام از شما به وجود همین کشفیاتی که به عمل آورده اید واقف نبودید.

ما می دانیم که آن چه به عنوان «عملیات نجات بخشی» از آن نام برده می شود چیزی بیش از «جمع آوری اطلاعات» نیست؛ اطلاعاتی که یقیناً با رنج و کار شبانه روزی شما به دست آمده است. اما باز هم شما خوب می دانید که این اطلاعات نمی توانند جانشین آنچه از دست می روند شوند و، در عین حال، در بر گیرنده یک صدم از آنچه که در آن منطقه وجود دارد نیز نیستند. بدین سان، با شروع آبگیری چیزی از آنچه هایی که در آن منطقه وجود دارند برای ملت ایران باقی نخواهد ماند.

شما فقط با خاک و گل و مجسمه و سنگ کار نمی کنید، شما خوب می دانید که بخشی از روح فرهنگی و هویت ملی مردمان ایرانزمین و نشانه های روشنی از تلاش های بشری در آن منطقه حضور دارد. نابودی تنگه بلاغی و دشت پاسارگاد، حتی اگر خوش بینانه فکر کنیم که به آرامگاه کوروش بزرگ لطمه ای وارد نمی شود، لطمه کمی برای تاریخ و فرهنگ ما نیست. آیا وجود سدی که اکثرکارشناسان معتقدند که حتی برای کشاورزان منطقه هیج سودی ندارد و محیط زیست منطقه را هم نابود خواهد کرد آنقدر ارزش دارد که بخش مهمی از آثار و گنجینه های باستانی ما و کل بشریت در راه آن نابود شوند؟

آنچه که حداقل هزاران هزار  انسان شریف که به گنجینه های فرهنگی و بشری علاقمند هستند از شما انتظار دارند آن است که، برای نجات این منطقه، برکنار از هرگونه حسابگری های رایج،  و از طریق توضیح دقیق و صریح به مسئولان امر، از آنان بخواهید تا از این نیت هولناک منصرف شوند. انسان همیشه در این بزنگاه های تاریخی قرار نمی گیرد و در جایگاهی نمی نشیند که بتواند بخشی از تاریخ و فرهنگ ملتی بزرگ را نجات دهد یا ویران سازد. شما اکنون در چنین جایگاهی قرار گرفته اید.

آرزو می کنیم که نام شما برای نسل های آینده ستایش برانگیز باقی بماند.

22 دی 1358 – 13 ژانویه 2007

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

 

این نامه به نقل از سایت فوق می باشد که زحمات فراوانی برای حفظ پاسارگاد کشیده اند امیدوارم ما هم توانسته باشیم به خوبی آن را انتقا ل دهیم





خبرهای تاریخ : سد سیوند را آبگیری نکنید
سد سیوند را آبگیری نکنید

«پس بنگرید سرانجام کسانی که پیش از شما بودند چه شد» - قرآن کریم

آگاهید که قرار است با موافقت رییس «سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری»، آبگیری سد سیوند که در شمال شهر شیراز و درون تنگه‌ی بُلاغی - میان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پایانی ساخت خود را می‌گذراند، آغاز ‌شود.
شایسته‌ی اشاره است، تنگه‌ی بلاغی یکی از کم‌مانندترین موزه‌های طبیعی و زنده‌ی ایران است که روند زندگى در آن در یک درازاى شگفت‌انگیز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتی دیگر در آن می‌توان از همه‌ی این دوره‌های پیشاتاریخی و تاریخی (باستانی، اسلامی،...) اسنادی را به‌دست آورد که نه‌تنها خود آن اسناد از اهمیت به‌سزایی در بررسی و شناخت تاریخ و فرهنگ ما برخوردارند (که آبگیری آن سد می‌تواند همه‌ی این آثار را به زیر غبار فراموشی و شاید نابودی ببرد)، بلکه خود تنگه یکی از ارزشمندترین سندهای تاریخ ایران است. هم‌چنین رطوبت برخاسته از دریاچه‌ی پشت سد در درازمدت بر زیست‌بوم منطقه تأثیر گذاشته و با پدید آوردن و رشد دادن گیاهان مخرب بر روی سازه‌های دشت پاسارگاد، به ویژه آرامگاه کوروش بزرگ (نماد جهانی ارج‌گزاری به حقوق بشر، و کسی که به تعبیر علامه طباطبایی در کتاب دینی ما از وی زیر نام «ذوالقرنین» به نیکی یاد شده است)، اثرات ویران‌گری بر این یادمان‌های گران‌قدر خواهد داشت.
از این‌رو می‌خواهیم که این سد آبگیری نشود چرا که نه‌تنها مطالعات جامع و دقیق کارشناسی هنوز به پایان نرسیده، بلکه نتایج آنچه هم که تاکنون انجام شده دقیقا بر فاجعه‌بار بودن آبگیری این سد مهر تأیید زده است: از میان رفتن کهن‌ترین راه بازمانده‌ی جهانی، خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی، از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها، محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ی بلاغی، احتمال وقوع زمین‌لرزه پس از آبگیری سد سیوند، آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آبگیری سد هم‌چون نابودی حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هکتار مرتع و زمین مرغوب کشاورزی و خاک و هم‌چنین گنجینه‌ی ژنتیکی غنی تنگه، و مهم‌تر از همه، تشویش افکار عمومی و از دست رفتن اعتماد، آسیب‌هایی است که از آبگیری سد سیوند حاصل می‌شود. سرمایه‌ی ملی هزینه‌شده برای ساخت این سد - که متأسفانه اکثر آن در یک‌سال اخیر و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزینه شده است - هیچ قابل قیاس با سرمایه‌ی انسانی و اثر روانی ناگواری نیست که بر ایرانیان دوستدار میراث فرهنگی این مرز و بوم خواهد داشت، اثری که شاید بر روند وقایع آتی ایران تأثیرگذار باشد.
خوانندگان گرامی، هم‌میهنان ارجمند،‏ مسئولان کشوری!
نمی‌دانیم که از روند پر شتاب ویران‌سازی آثار تاریخی این سرزمین • در کنار هجمه‌های وسیع به خود تاریخ و دستاوردهای معنوی نیاکان خردمندمان • تا چه میزان آگاه هستید ولی قطعا نیک آگاهید که شناخت بهتر تاریخ و فرهنگ دیرینه¬سالمان • که یادمان‌هایی چون آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهای آنان به شمار می‌روند - در ایستادگی امروز ما در برابر فرهنگ¬های دیگر نقشی به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلندای سیل بنیان‌کن تخریب میراث فرهنگی - چه غارت غیرقانونی آن و چه تخریب قانونی آن در لفافه‌ی عمران - افزوده می‌شود. آبگیری و راه‌اندازی این سد که - به درست یا غلط - به نماد مبارزه با بخشی از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطه‌ی اوج چنین حرکتی است و این در حالی که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»‌ترین تاریخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ی فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاریخی نشده است.
باز تأکید می‌کنیم خواهان توقف ساخت سد سیوند و عدم آبگیری آن هستیم.

دوستان وبلاگ‌نویس و یارانی که دارای تارنما (وب‌سایت) هستید!
نیک می‌دانید که یکی از نقاط اوج در این برخورد با یادگارهای فرهنگی، ساخت سد سیوند و آبگیری آن است. پس برای این‌که به نتیجه برسیم باید بر روی یک مورد متمرکز شویم و تا گرفتن نتیجه از پا ننشینیم. آیا همان‌طور که قدرت «هم‌بستگی ملی» در خیزشی که درباره‌ی نام همیشگی «خلیج فارس» داشتیم کارساز شد، می‌شود باری دیگر درد مشترک‌مان را فریاد بزنیم به گونه‌ای که همه بشنوند؟
از این روی برای آنکه بار دیگر قدرت و اراده‌ی ایرانیان در دفاع از یادمان‌های نیاکانشان را به رخ تمامی جهان آزاد بکشیم تا دگر بار نه بیگانگان و نه ایرانی‌نمایان جرأت از بین بردن هویت ایرانیمان را پیدا کنند پیشنهاد می‌شود:
در این‌باره نوشته ی بالا را برای این منظور آماده کردیم و بر روی تارنمای  sivand.com قرار دادیم. می‌توانید آن را برای سه روز • از 17 تا 20 دی‌ماه • بر روی صفحه‌ی نخست رسانه‌ی الکترونیکی خود قرار دهید؟





خبرهای تاریخ : زایش خورشید  انقلاب زمستانی

 

همانطور که وعده داده شد تعدادی از اختر باستانشاناسان و علاقه مندان در نیاسر کاشان جمع شده بودند تا زایش خورشید را در انقلاب

زمستانی بنگرند و در این بین آقای دکتر رضا مرادی غیاث آبادی هم در زمینه کارایی چهار تاقی نیاسر کاشان توضیحاتی دادند در ضمن

دمای هوا در نیاسر که یک شهر کوهستانی است به ۱۲ درجه زیر صفر می رسید البته تماشای خورشید از روزنه ای کوچک در چهار تاقی

باعث شد تا سرما را احساس نکنیم و واقعا طبیعت بکری بوجود آمده بود. بعد از طلوع خورشید شاهد مه صبحگاهی بودیم که خیلی لذت

بخش بود ما که خیلی لذت بردیم هم از طبیت و هم از این اثر نجومی که قدمت آن به ۲۰۰۰ سال پیش می رسد و آن را به اردشیر بابکان

نسبت می دهند البته این اثر دستخوش ناملایمتی های شده که شهرداری نیاسر نقش بسزایی در آن داشته که مهمترین آنها تغییر دادن

کفپوش و قرار دادن چراغ هایی در پایه های این چار تاقی می باشد با این حال این تقویم آفتابی هنوز دقت و کارایی خود را از دست نداده

است و کماکان می تواند مورد توجه منجمان باشد برای همین پیشاپیش دعوت می کنیم در انقلاب تابستانی که طلوع آفتاب ۱ تیر می

باشد حضور پیدا کنید. 

 

انقلاب زمستانی در چهار تاقی نیاسر کاشان

این عکس بر گرفته از ایسنا است به زودی عکسهایی از خودمان خواهیم گذاشت






آبستن : سینا و پوریا