آبستن تاریخیم،آبستن حوادثیم،ما همه آبستنیم
آبستن
فرهنگی که به آتش جهالت سوخت
یکی از آثار شوم و بسیار زیان بخش حمله اعراب به ایران ، محو آثار علمی و ادبی این مرز و بوم بود.اعراب جاهل کلیه کتب علمی و ادبی را ، به عنوان آثار و یادگارهای کفر و زندقه ، از بین بردند. سعد وقاص پس از تسخیر فارس و فتح مداین و دست یافتن به کتابخانه ها و منابع فرهنگی ایران ، از عمر ، خلیفه وقت کسب تکلیف نمود ، و وی نوشت:
( کتابها را در آب بریزید زیرا اگر در آنها راهنمایی باشد با هدایت خدا از آن بی نیازیم و اگر متضمن گمراهی است ، وجود آنها لازم نیست ، کتاب خدا برای ما کافی است. )
سطح فرهنگ و تربیت سپاهیان عرب و حتی سرداران بزرگ ایشان ، به قدری نازل بود که از درک ارزش اشیائی که با چنان هنرمندی و چیره دستی ساخته شده بود ، عاجز بودند و طبق سوره مربوطه غنایم را تقسیم کردند.
اندک اندک مردم ایران فهمیدند که حمله اعراب دستبرد ساده ای به منظور غارت نبود بلکه جدی تر از آن است.
حال پس از ۱۴۰۰ سال هنوز کسانی هستند که فرهنگی دیرینه را نادیده گرفته و چون اعراب جاهل سعی در از میان بردن تمدن و فرهنگی دارند که ریشه ای چند هزار ساله دارد ، تا چند سال پیش به چیدن شاخ و برگ آن اکتفا می کردند ( حذف هویت ملی ) ولی امروز تیشه ای در دست گرفته اند و آنچنان محکم به ریشه آن می زنند که قلب هر انسان آزاد اندیشی را بدرد می آورد .


رد صلاحیت شدگانیم
رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان،اصلاح طلبان لیست انتخاباتی ارائه نمی کنند.این ها مهمترین اخبار این چند روزه در روزنامه ها ،خبر گزاری ها و حتی میان مردم بوده است.با خود فکر می کنم تکلیف این مردم چیه؟ مردمی که خیلی وقت رد صلاحیت شدن و در سرنوشت خود عملا نقشی ندارند.آیا این مردم نیستند که باید صلاحیت کاندیدا ها را تشخیص دهند؟پس ستاد بررسی صلاحیت برای چیست؟شورای نگهبان؟
سوال های زیادی در ذهنم عبور می کند! و این شعر:
شاید که اعتیاد به بودن
ومصرف مداوم مسکن ها
امیال پاک و ساده و انسانی را
به ورطه زوال کشانده ست.
شاید که روح را
به انزوای یک جزیره نا مسکون
تبعید کرده اند.(فروغ)


مجالی از گذشته گفتن نیست امروز را دریابیم
متاسفانه هر چه مطالعه می کنم تا بخواهم با بررسی و مقایسه دوره معاصر با دوره باستان کشورمان نقطه عطفی پیدا کنم تا از حاصل آن به نتیجه خوشایندی برسم بی فایده است.
بدون شک همه دوره های تاریخی ایران مانند سایر کشورهی دارای مشکلاتی بوده اند که در تمام کتاب های تاریخی ثبت شده و مورد ماخذه دادگاه های تاریخی هم قرار گرفته اند اما نقاط امیدوار کننده ای هم داشته اند برای مثال اگر در دوره ای حاکمان جنگ طلب بودند مردم آنچنان با مشکلات مواجه نمی شدند یا اگر مسائل دینی به دربار حاکمان کشیده می شد مردم را سرکوب نمی کردند ولی در دوره معاصر که همچنان دین در دربار حکام باقی مانده است مشکلات مردم روز افزون می شود و با انواع اقسام دروغ های دینی مردم را وادار به سکوت می کنند و قشر نا آگاه مردم هم به ناچار وضع خود را تائید می کنند وقشر روشنفکر مجبور به خانه نشینی می شود ولی موضوع آنقدرها هم پیچیده نیست حکومتی دینی قصد دارد فرمایشات خود را در هاله ای از الهیات قرار داده تا مردم نتوانند آن را نقد کنند امروز تا صدایی با ندای مخالفت شنیده می شود حا می خواهد روزنامه و نشریات می خواهد قشر دانشجو و کارگر باشد در نطفه خفه می شود .
خنده دار است وقتی می شنوی اولین بانیان حقوق بشر تشنه اجرای اون هستند ، اولین دایر کنندگان دانشگاه ، یک دانشگاه هم بین 100 دانشگاه اول آسیا ندارند ، کشوری که زنان در آن حتی شاه می شدند حق انتخاب ÷وشش خود را ندارند .
2500 سال پیش پادشاهی به مردم کشورش اجازه می دهد آزادانه انتخابش کنند ، بله باور نکردنی ولی تاریخ عین واقعیته ، حالا نمایندگان خدا در زمین یک انتخابات سوری برگزار می کنند و تو رسانه ها جار می زنند ما دموکراسی داریم و حکومت ما بر خواسته های مردم بنا شده است حال باچنین وضعیتی ...
آیا می شود از تاریخ کهن سال ایران نوشت و گفت ما آقای جهان بودیم؟
آیا می شود چشم به این جنایات بست و مثل کبک سر در برف کنیم ؟
شاید نسبت به اسم این وبلاگ ومقاله های پیشین تند رفته باشم اما بزرگ نمایی نکرده ام .


آزاد مردان در ایران پیش از اسلام و پس از اسلام
خود قضاوت کنید ؟؟؟


خود قضاوت کنید: آیا این طرح، امنیت اجتماعی را بالا میبرد؟ آیا این روزها، هنگام قدم زدن در خیابان، احساس امنیت بیشتری میکنید؟ آیا آنچه انجام میشود، اولویت اصلی برای ارتقای امنیت فردی و اجتماعی شماست؟
خواندنیها: